زندگی رسول مقدس (از هفتاد) فادی
در تاریخ 21 اوت، رسول مقدس فددی از شهر ادیس آمده است [ادیس، Urfa فعلی، <unk> شهر در شمال بین النهرین، در رودخانه فرات، از سال 137 قبل از میلاد، شهر اصلی دولت جدید ازروین یا ادیس؛ در سال 217 بعد از میلاد، در اینجا توسط رومی ها به یک مستعمره شرقی تبدیل شد.
در سال 614، ادیسا توسط خلیفه های عرب تسخیر شد؛ در سال 1098، آن را کنت بالدوین تصرف کرد و آن را به شهر اصلی پادشاهی ادیس تبدیل کرد؛ در سال 1144، این شهر توسط ترک ها تسخیر شد و از آن زمان تا سال 1637 از دست به دست منتقل شد.
او یهودی بود و کتابهای مقدس عهد قدیم را به طور کامل می دانست. در روزهای یوحنا تعمید دهنده ی مقدس، تادیه ی مقدس به اورشلیم آمده بود.
چند وقت بعد از آن، سنت تادیس، خداوند ما عیسی مسیح را که در جسم بود و در میان مردم زندگی می کرد، دید و شنید، همچنین تعلیمات او را شنید و معجزات شگفت انگیزی را که خداوند ما عیسی مسیح انجام داد، دید و از او پیروی کرد.
مقدّس تَدَدِیوس توسط خداوند پذیرفته شد و به گروه هفتاد رسول (کمتر) که در انجیل درباره آنها گفته شده است، اضافه شد: "خداوند هفتاد شاگرد دیگر را برگزید و آنها را دو دو به پیش روی خود به هر شهری و هر مکانی که خودش می خواست برود فرستاد". (لوقا 10: 1) در میان این هفتاد رسول، مقدّس تَدِدِیوس نام داشت.
اما فصل فراوان است، اما کارگران اندک. پس از خداوند فصل درخواست کنید تا کارگران را به فصل خود بفرستد. می روید. من شما را مانند گوسفندان در میان گرگها می فرستم. هیچ کوله پول، کیف پول یا کفش با خود نبرید و از کسی در راه سلام مکنید.
و هر شهرى كه وارد آن شويد و شما را پذيرفتند، هر چه را كه در پيش شما بگذارند بخوريد، و بيماران آن را شفا دهيد و به آنها بگويد: "پادشاهى خدا به شما نزديك شده است".
کسی که به شما گوش دهد، به من گوش می دهد، و کسی که شما را رد می کند، مرا رد می کند، و کسی که مرا رد می کند، کسی را رد می کند که مرا فرستاده است. "
پس از رنج و مرگ و زنده شدن سه روزه و بالا رفتن خداوند ما عیسی مسیح به آسمان، رسولان مقدس برای تبلیغ انجیل در سراسر جهان پراکنده شدند؛ رسول مقدس تادیه توسط خداوند برای تبلیغ انجیل به شهر ادیس فرستاده شد؛ زیرا خداوند ما عیسی مسیح قبل از رنج خود وعده داده بود که یکی از رسولان مقدس خود را به اینجا بفرستد.
آن گاه که او از معجزات و معجزاتی که خداوند عیسی مسیح انجام می داد، شنید، آرزوی دیدن او و شنیدن سخن او را داشت تا از بیماری های سختش شفا یابد.
اما با این که نمی توانست انتظار داشته باشد که خداوند عیسی مسیح خودش به او برسد، او یک نقاش ماهر را به خداوند فرستاد و او را به نقاشی صورت خداوند واگذار کرد.
در این میان، آگار نامه ای به خداوند فرستاد که در آن نوشت که از خداوند و معجزات شگفت انگیزش شنیده است، که چگونه او بدون هر گونه داروی پزشکی و گیاهان، بیماری ها را درمان می کند، کورها را بینا می کند، لنگها راه می روند، کوسه ها را پاک می کند، ارواح ناپاک را از مردم بیرون می کند، و با یک کلمه از بیمارانی که به مدت طولانی در بستر بیماری قرار گرفته اند، شفا می یابد، و حتی مرده ها را زنده می کند.
"پس از شنیدن همه این چیزها در مورد تو، من در ذهنم یکی از این دو را دارم: یا تو خود خدا هستی که از آسمان نازل شده ای، یا تو پسر خدا هستی، زیرا تو کارهای بسیار شگفت انگیز و شگفت انگیز انجام می دهی. بنابراین من این نامه فروتن خود را برای تو می نویسم، تا تو به شدت به من بیایی و مرا از بیماری غیر قابل درمانم که سالهاست از آن رنج می برم، شفا دهی. "
خداوند ما، عیسی مسیح، ایمان و امید شاهزاده هاجر را دید، و تصویری غیرمنتظره از چهره خود را به او فرستاد، و نامه ای نوشت که در آن می گفت: "خوشبخت تو ای هاجر، که مرا ندیدی، ولی ایمان آوردی. زیرا در مورد من نوشته شده است، کسانی که مرا می بینند، ایمان نمی آورند. و کسانی که نمی بینند، ایمان می آورند و زندگی جاودانی دارند".
اما من باید کار خود را انجام دهم و به سوی کسی که مرا فرستاده است بروم. و اگر من به سوی او بالا برده شوم، یکی از پیروان خود را به سوی تو می فرستم. او تو و کسانی که با تو هستند را شفا خواهد داد و زندگی ابدی به آنها خواهد داد.
و آن گاه که شاهزاده ابراهيم آن نامه را دريافت كرد و صورت بى دست خداوند را ديد، از شادى بسيار فراخ شد. پس از آن كه نامه را در دست گرفت و صورت او را پرستيد، به زودى از بيمارى كه در صورتش بود، آسوده شد.
برای درمان نهایی آبگر از بیماری و فرستاده شده توسط خداوند، مطابق با وعده خود، رسول مقدس Thaddeus، که آبگر را به طور کامل بهبود بخشید، نه تنها بدن، بلکه روح، همانطور که در زیر گفته می شود.
هنگامی که رسول مقدس تَدِیُس به شهر اِدِسُس آمد، او بلافاصله به شاهزاده آگارا باز نشد، بلکه ابتدا به خانه یهودی آشنا ای به نام طوبیَس رفت. در حالی که در خانه ی این یهودی بود، تَدِیُس معجزه های گوناگون را با قدرت مسیح انجام می داد، و با وضع دستان و ندا کردن نام خداوند ما عیسی مسیح، همه بیماری ها را شفا می داد.
و شهرت او در تمام شهر پخش شد و بسیاری از مریضان را نزد او آوردند و همه تعجب کردند.
در آن لحظه، ابراهيم وعده ي مسيح را به ياد آورد که يکي از شاگردانش را به سوى او بفرستد، و در ذهنش فکر كرد كه آيا كسى كه خداوند وعده داده بود آمده است. سپس، توبيا را فراخوانيد و به او گفت:
"آره، واقعاً، شما گفتید، "آقا، "این مرد که در خانه ام زندگی می کند، معجزات زیادی در نام خداوند عیسی مسیح انجام می دهد. "پس شاه گفت:" او را نزد من بیاورید. " توبیایس به نزد سنت تادیس رفت و به او گفت:" من به فرمان فرمانده شهر تماس گرفتم و به من دستور داد که تو را نزد او بیاورم تا از بیماری او شفا بدهم. "
روز بعد صبح زود هر دو به سوی شاهزاده رفتند، در حالی که همه اشراف و مشاوران در کنار شاهزاده جمع شده بودند. هنگامی که رسول مقدس تادی در درهای اتاق های شاهزاده وارد شد، شاهزاده به او نگاه کرد و متوجه شد که چهره رسول با یک نور غیرمعمول درخشان می شود. آگار وحشت زده شد، از جای خود بلند شد و به رسول مسیح سجده کرد.
در این میان، همه کسانی که در آنجا بودند، از این عمل شاهزاده بسیار شگفت زده شدند، و تعجب کردند که چرا شاهزاده به یک مرد ساده احترام می گذارد، زیرا نور شگفت انگیزی را که از چهره رسول مسیح بیرون می آمد، ندیدند. سپس شاهزاده از سنت تادیس پرسید:
آیا تو پیرو خداوند عیسی مسیح، پسر خدا هستی، که وعده داده است یکی از شاگردانش را به من بفرستد تا من را از این بیماری شفا دهد و به من و همه خانواده ام زندگی ابدی بدهد؟ رسول مسیح پاسخ داد:
من به خداوند عیسی ایمان داشتم و قصد داشتم که ارتش را جمع کنم و با یهودیان که خداوند را به صلیب می کشاندند جنگ کنم تا از آنها انتقام بگیرم و آنها را از بین ببرم. اما از این کار توسط رومی ها که کشور ما را تحت سلطه خود دارند منع شدم.
<unk> خداوند و خدای ما عیسی مسیح به هیچ وجه نیازی به کمک انسانی در زمان رنجش از یهودیان حسود و خشن نداشت، زیرا اگر او می خواست، می توانست لشکر فرشتگان را به خود نشان دهد؛ اما، انجام دادن اراده پدر، پروردگار ما برای نجات جهان رنج می برد. اما انجام دادن اراده پدرش، او با جلال به آسمان بالا رفت و در سمت راست او نشسته است.
و از آنجا که از آنجا برای داوری زندگان و مردگان آمده است، به هرکس مطابق اعمالش پاداش خواهد داد.
رسول مقدّس تَدَدِیُس به شاهزاده آگارا و همه ی کسانی که با او بودند، چیزهای زیادی درباره ی خداوند ما عیسی مسیح گفت؛ سپس او را به ایمان کامل به خداوند هدایت کرد و او را تعمید داد. فوراً بعد از تعمید، آگارا از کوبی شفا یافت.
هنگامی که نامه مسیح و تصویر غیرمصنوعی چهره مسیح به او رسید، او برای اولین بار شفا یافت، بدن او از کوبی پاک شد، و فقط یک قسمت کوچک از بدن او، به لطف خدا، چهره او، تا رسیدن رسول هنوز بهبود نیافته بود.
در عین حال، پس از ورود رسول به تعمید مقدس، نه تنها در بدن بلکه در روح نیز شفا یافت؛ زیرا شاهزاده ابگر از حوض مقدس کاملاً سالم بیرون آمد. و نه تنها شاهزاده ابگر پس از موعظه رسول، بلکه همه کسانی که در خانه اش بودند، نیز تعمید گرفتند و همه کسانی که معجزات انجام شده توسط رسول و همچنین کسانی که توسط رسول از بیماری ها شفا می یافتند، نیز تعمید گرفتند.
بعد از آن روز صبح، رسول مقدس "تادديوس" فرمان داد که کل شهر را جمع کند تا کلام خدا را بشنوند.
رسول مسیح، در مقام بلند ایستاده، شروع به بشارت دادن به همه مردم در مورد یک خدا کرد، که آسمان و زمین و همه چیز را که دیده می شود و دیده نمی شود، با قدرت خود آفریده است. رسول مقدس تادی به مردم گفت که چگونه خداوند ما عیسی مسیح از آسمان به زمین نازل شد، برای نجات مردم به صورت غیر قابل انکار ظاهر شد، چگونه او به خواست خود رنج برد، زنده شد، به آسمان بالا رفت و پاداش ابدی را برای نیکوکاران در آسمان آماده کرد، اما برای بدکاران بی پایان.
عذاب جهنم.
و هر کس که به سخنان او گوش می داد، از معجزات و معجزاتی که از طریق رسولان صورت می گرفت، ایمان می آورد.
پس شهر ادیسا با ایمان مقدس به نام خداوند ما عیسی مسیح و با تعمید مقدس روشن شد. پس از این در اینجا شروع به ساخت معابد شد، و بر اساس دستورهای رسولان، سرپرستان تعیین شدند. شاهزاده آگارا بسیار می خواست که از رسول مسیح برای درمان معجزه آمیزش تشکر کند، بنابراین به او مقدار زیادی طلا پیشنهاد کرد، اما مقدس چیزی را قبول نکرد و گفت:
<unk> اگر از مال خودمان دست بکشیم، چگونه می توانیم چیزی از دیگران بخواهیم؟
پس از اینکه رسول مقدس تادیه در ادیس ایمان و تقوا مقدس را تأکید کرد و همه چیز را به خیر هدایت کرد، به بین النهرین رفت [مصطفی <unk> یک کشور سنگی و شن و ماسه ای که بین رودخانه های تیگر و فرات قرار دارد و از ارمنستان در شمال تا خلیج فارس در جنوب امتداد دارد.] ؛ در اینجا او بسیاری را روشنفکر کرد و به مسیح روی آورد و معابد ساخت؛ رسول مقدس در بسیاری از شهرهای سوریه سفر کرد و در بشارت نام مسیح به شدت تلاش کرد.
سپس به شهر فینیکی بیروت رسید. در دوران باستان، بیروت یک بندر فینیکی بود و نام بریتوس را داشت. پادشاه مصر، توتموزیس دوم، این شهر را فتح کرد و آنتیوکس سوم آن را از پلومیه ها گرفت. در سال 140 قبل از میلاد مسیح، بیروت توسط دیوتوس تریفون تخریب شد، اما در زمان امپراتور آگوستوس، دوباره توسط آقریپوس بازسازی شد و به یک مستعمره برای سربازان قدیمی روم تبدیل شد.
در زمان امپراتورهای بعدی، بیروت به خاطر مدرسه عالی خود در خطاطی، شعر و به ویژه حقوق مشهور بود.] ؛ در اینجا نام مسیح را موعظه کرد و بسیاری را تعمید داد، رسول مقدس فادیه در اینجا با صلح در مورد خداوند آرام گرفت.
<unk> خبر از سفارت نرسس، پادشاه آشور، به آگواریوس، شاهزاده ادیس، با درخواست یا فرستادن رسول مقدس فادیوس به او، یا برای او (نرسس) در مورد معجزات ایجاد شده توسط این رسول نامه بنویسید. در پاسخ به این درخواست نرسس، آگواریوس به او در مورد معجزات رسول فادیوس خبر داد.] .
لازم به ذکر است که رسول مقدس فادئی که در حال حاضر به یاد می آید، چهره دیگری از رسول مقدس یهودا فادئی است که به نام لاوی، رسول از دوازده نام دارد، که یادبودش در روز نوزدهم ماه ژوئن جشن گرفته می شود (در زیر این عدد می توان زندگی او را نیز خواند). در مقدمه زیر شماره فعلی بالای سیناکسر که در حال حاضر به یاد می آید، این نوشته وجود دارد: "به یاد رسول مقدس فادئی که به عنوان لاوی نیز یاد می شود".
با این حال، باید توجه داشت که لقب "لوی" باید به این فادئی مقدس نیست، بلکه به دیگری، رسول از دوازده نفر، به عنوان در انجیل متی (10: 3) ذکر شده است.
این نیکفورس کالست است که در فصل ۴۰ کتاب دوم تاریخ خود می گوید: "یهودا مقدس، اسکریوتی نیست، بلکه دیگری است که دو نام را به دست آورده است: تَدّی و لِوی، پسر یوسف، برادر یعقوب، که از سقف معبد سرنگون شده بود.
بر اساس روایت کلیسا او با پدرش و مریم در مصر همراه بود و با اجرای دقیق قانون متمایز بود، به همین دلیل او "صالح" نامیده می شد. او به عیسی مسیح به عنوان پسر خدا بعد از مرگ صلیبی او ایمان آورد و پس از قیامت او را دید (گل. ۱: ۱۸- ۱۹).
جیمز در شورای رسولان اورشلیم (اعمال 15:13) ریاست کرد، جیمز نه تنها در میان مسیحیان بلکه در میان یهودیان نیز از احترام عمیق برخوردار بود؛ در روزهای جشن پنتیکوست (حدود سال 63) به شهادت رسید و به خاطر اقرار نام مسیح از سقف معبد رانده شد؛ قبل از مرگ او برای قاتلان خود دعا کرد.
رسول یعقوب در ۲۳ اکتبر، ۴ ژانویه (در مجمع ۷۰ رسول) و در هفته بعد از تولد مسیح انجام می شود.] ، ابتدا انجیل را در یهودیه و جلیل، سامریه و ادومیه، و همچنین در شهرهای عربستان، در کشورهای سوریه و بین النهرین بشارت داد، سپس به ادیس، شهر ابگر رسید، جایی که قبلاً نام مسیح را با تادیه، رسول هفتاد، بشارت داد و در اینجا تمام آنچه را که توسط آن تادیه تکمیل نشده بود، تکمیل کرد" [خبراتی وجود دارد که
یهودا رسول مقدس مسیحیت را در پارس هم تبلیغ کرد و از آنجا نامه خود را نوشت.
این نامه به این دلیل نوشته شده است که در جامعه ایمانداران افراد بی دین نفوذ کرده اند که نعمت خدا را به صورت غیرقانونی به کار می برند و به عنوان آزادی مسیحی به خود اجازه می دهند که کارهای گناهکار انجام دهند.
تثلیث ها، در مورد تجسم عیسی مسیح، تفاوت فرشتگان خوب و بد و قیامت آینده؛ همچنین در این کتاب آموزه های اخلاقی وجود دارد: هشدار برای اجتناب از آلودگی های گناهکارانه، جسمی، بدگوئی، غرور، نافرمانی و سایر نقص ها؛ رسول همه را تشویق می کند که در وظایف و وظایف خود ثابت باشند، <unk> در ایمان، دعا، عشق، هشدار می دهد که در مورد تبدیل گمراه شده و خود را از مرتد ها حفظ کنند.] .
نیکفوروس کالست در مورد این دو تادیه چنین می گوید: یکی از آن ها را (از میان دوازده رسول) لاوی می نامد، و دیگری را (که اکنون به یاد می آید) ، <unk> از میان هفتاد رسول، <unk> فقط تادیه است، نه لاوی.
چون ستاره ای که کلیسای درخشان به آن می رسد، رسول فادی، معجزه های تو همیشه روشن است:
